+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه 2 فروردین1389 و ساعت 2:41 |

مقدمه

اهمیت تاثیر اقلیم بر معماری،انجام مطالعات و پژوهش های جامعی را در این زمینه ایجاب می کند.بویژه در کشور ما که تنوع شرایط اقلیمی در آن کاملا مشهود است.انجام تحقیقات گسترده در این زمینه امری اجتناب ناپذیر است.

بطورکلی،این پژوهش ها به دو صورت نظری وعملی انجام می گیرد.دروجه اول،مباحث نظری مربوط به اقلیم و ساختمان،مورد بررسی قرارمی گیرد و در وجه دوم،با بهره جستن از آمار آب و هوایی مناطق مختلف و انجام تقسیم بندی های اقلیمی،همچنین با استفاده از نمونه های ساختمانی مناطق مختلف اقلیمی،آزمایش ها و محاسبات دقیق صورت می گیرد.از آنجا که ازمایش ها عملی در چار چوب وظایف موسسات تحقیاقات ساختمانی انجام می گیرد واین امر تنها با تخصیص بودجه وزمان کافی از سوی سازمانهای مربوطه اماکان پذیر است، همچنین به دلیل نبود امکانات عملی جهت انجام این برنامه ها ودر دست نبودن امار واطلاعات آب وهوایی مناطق مختلف، پژوهش حاضر بیشتردر وجه اول استوار است.

معماری واقلیم، پیوندشان بیشتر به رابطه نوزاد وآغوش می ماند، یا نسبت هر رستنی با خاک ، حریم امن وبستر بالیدن. با بستگی ای تکامل آفرین؛ الهام بخش والبته ، نه محیط زا. در این معنا، آغوش، خاک واقلیم ، رابط حیات وسرزندگی ونبودشان نمود میرایی است . تجربیات معماری بومی در پهنه جهان وآروین های آن در معماری ایران زمین نیز ، خود گواه تاکیدی بر اندیشه ی فرم زایی ملاحظات اقلیمی در معماری است تا عاملی بر محدودیت آن یا اسارت معمار.

میزان متفاوت وترکیب گوناگون عوامل اقلیمی که خود ناشی از تفاوت موقعیت جغرافیای مناطق مختلف است، حوزه های اقلیمی متفاوتی در جان پدید آورده که هریک ویژگی های خاصی دارد. محیط زیست ، شهرها وحتی بناهای مربوط به این حوزه های اقلیمی، ویژگیهای خاصی متناسب با شرایط اقلیمی خود به دست آوردند. هدف این گزارش ، تعیین حوزه های مختلف اقلیمی ایران در ارتباط با معماری وارائه اطلاعاتی است که برای دست یابی به طرحهای منطقی معماری وهماهنگ با اقلیم مورد نظر است .

در این گزارش تاثیر هریک از عناصر اقلیمی(تابش آفتاب، رطوبت وباد) برساختمان مورد بررسی قرار می گیرد. در بین این عناصر، تابش آفتاب- که نور وحرارت طبیعی را به وجودمی آورد- مهمترین عنصر محسوب می شود. 

 حوزه های اقلیمی ایران

تقسیمات اقلیمی در جهان

در مورد تقسیم بندی اقلیمی نقاط مختلف جهان، روشهای گوناگونی پیشنهاد شده که از میان روش کوپن – دانشمند اتریشی- مورد قبول قرارگرفته است. کوپن براساس رشد ونمو انواع نباتات، پنج نوع اقلیم در مقیاس جهانی معرفی کرده است که عبارتند از:

  1. اقلیم بارانی استوایی : در این اقلیم فصل سرد وجود ندارد و معدل دمای هوا در سردترین ماه سال بیش از18 درجه سانتی گراد است.
  2. اقلیم گرم وخشک: در این مناطق، به دلیل آنکه میزان بارندگی سالانه  بخار آب مورد نیاز جهت رطوبت هوا را تامین نمی کند، هوا به طور کلی خشک است.
  3. اقلیم گرم-معتدل: معدل دمای هوای سردترین ماه سال در این مناطق بین 18 و3- درجه سانتی گراد ومعدل دمای هوا در گرمترین ماه سال بیش از 10 در جه سانتی گراد است. در این مناطق زمستان کوتاه است ولی ممکن است حدود یک ماه یا بیشتر زمین یخ بسته یا پوشیده از برف باشد.
  4. اقلیم سرد و برفی: در این افلیم معدل دمای هوا در گرمترین ماه سال بیش از 10 درجه ودر سردترین ماه سال کمتر از3- درجه سانتی گراد است. بارندگی در این مناطق معمولا" به صورت برف است ودر طول چند ماه ازسال زمین پوشیده از برف ویخ است.
  5. اقلیم قطبی: در این اقلیم معدل دمای هوا در گرمترین ماه سال کمتر از 10 درجه سانتی گراد است. در این جا برخلاف اقلیم بارانی واستوایی فصل گرم وجود ندارد.

 تقسیمات اقلیمی در ایران

    اصولا در بسیاری در مناطق جهان ،اقلیم بوسیله عرض جغرافیایی و اتفاع از سطح دریا مشخص می شود.ایران با قرار گرفتن بین 25 و 40 درجه عرض جغرافیایی شمالی،در منطقه گرم قرار دارد و از نظر ارتفاع نیز، فلات مرتفعی است که مجموع سطوحی از آن که ارتفاعشان از سطح دریا کمتر از 475متر است، درصد بسیار کمی از سطح کل کشور را تشکیل می دهند.

با وجود اینک ایران دارای دو حوزه بزرگ آب(دریای خزر و خلیج فارس) است، بدلیل وجود رشته کوه های البرز و زاگرس و نحوه قرارگیری آنها، اثرات این دو حوزه محدود به نواحی بسیار نزدیک به آنها است و این حوزه ها، به ندرت اثری در تعدیل درجه حرارت قسمت های داخلی دارند.

بی تردید در کشوری کوهستانی مانند ایران ،هیچ گاه دو نقطه از نظر اقلیمی مانند یکدیگر نیستند.با این حال، بهترین روش برای دستیابی به پایه ای به منظور تعیین مناطق اقلیمی کشور، همان اصول کوپن است که ناگزیر باید از آن پیروی کرد.

بنابراین، تقسیمات چهار گانه ایران را که توسط دکتر حسن کنجی پیشنهاد شده نمی توان مورد استفاده قرار داد. وی تقسیم بندی کوپن را با کمی تغییر و با توجه به عوارض جغرافیایی کشور به شرح زیر پذیرفته است.

  1. اقلیم معتدل و مرطوب(سواحل جنوبی دریای خزر)
  2. اقلیم سرد (کوهستان های غربی)
  3. اقلیم گرم خشک(فلات مرکزی)
  4. اقلیم گرم و مرطوب(سواحل جنوبی)

اقلیم معتدل و مرطوب  (سواحل جنوبی  دریای خزر)

سواحل دریای خزر با آب و هوای معتدل و بارندگی فراوان، از جمله مناطق معتدل محسوب می شود. این منطقه که به صورت نواری بین رشته کوه های البرز و دریای خزر محصور شده، از جلگه های پستی تشکیل شده است که هر چه به طرف شرق پیشروی می کند، رطوبت و اعتدال هوا کاهش می یابد. در حقیقت ، رشته کوه های البرز که حد فاصل دو آب و هوای متضاد هستند، جلگه های پست خزر را از فلات مرکزی جدا می کنند. از جمله ویژگی های این اقلیم، رطوبت زیاد هوا و اعتدال درجه حرارت آن است. دمای هوا در روزهای تابستان معمولا بین  25تا30 درجه سانتی گراد و شبها بین 20تا23  درجه سانتی گراد و در زمستان معمولا بالای صفر است. در این منطقه، بارندگی بسیار زیاد و در تابستان به صورت رگبار است. شهرهای رشت، بندر انزلی، بابلسر و گرگان در این منطقه قرار دارند.

بارندگی درتابستان کم ودر زمستان زیاد است وبیشتر به صورت برف می بارد. به طور کلی در این منطقه ،فصل بهار کوتاه است وتابستان و زمستان را از هم جدا می کند.

تقسیمات اقلیمی و تیپولوژی معماری  

با توجه به شکل گیری و ترکیب معماری بومی مناطق مختلف ایران در می یابیم که ویژگی های متفاوت هر یک از این اقلیم ها،تاثیر فراوانی در شکل گیری شهر ها و ترکیب معماری این مناطق داشته اند.بنابراین،تعیین دقیق حوزه های اقلیمی در سطح کشور و دستیابی به مشخصات اقلیمی مناطق مختلف،در ارائه طرح های مناسب و هماهنگ با اقلیم هر منطقه اهمیت فراوانی دارد.

ویژگی های معماری بومی مناطق معتدل و مرطوب

معماری بومی این مناطق که بیشتر کرانه های دریا ی خزر و دامنه های شمالی کوه های البرزرا شامل می شود،به طور کلی دارای ویژگی های زیر است:

  1. در نواحی بسیار مرطوب کرا نه های نزدیک دریا برای حفاظت ساختمان از رطوبت بیش از حد زمین،خانه ها بر روی پایه های چوبی ساخته شده اند. ولی در دامنه کوه ها که رطوبت کمتر است،معمولا خانه ها بر روی پایه هایی از سنگ و گل و در پاره ای موارد بر روی گربه رو ها بنا شده اند
  2. برای حفاظت اتاق ها از باران،ایوانک های عریض و سرپوشیده ای در اطراف اتاق ها ساخته اند.این فضاها،در بسیاری از ماه های سال برای کار و استراحت و در پاره ای موارد برای نگهداری محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد.
  3. بیشتر ساختمان ها با مصالحی با حداقل ظرفیت حرارتی بنا شده اند و در صورت استفاده از مصالح ساختمانی سنگین،ضخامت آنها در حداقل میزان ممکن حفظ شده است(در این مناطق بهتر است از مصالح ساختمانی سبک استفاده شود.چون در زمانی که نوسان دمای روزانه هوا کم است،ذخیره حرارت هیچ اهمیتی ندارد و علاوه براین ،مصالح ساختمانی سنگین تا حدود زیادی تأثیر تهویه و کوران را که یکی از ضروریات در این منطقه است کاهش می دهد).
  4. در تمام ساختمان های این مناطق،بدون استثناء از کوران و تهویه طبیعی استفاده می شود.بطور کلی،پلان ها گسترده و باز و فرم کالبدی آنها بیشتر شکل های هندسی،طویل و باریک است. به منظور حداکثر استفاده از وزش باد در ایجاد تهویه طبیعی در داخل اتاق ها ،جهت قرارگیری ساختمان ها با توجه به جهت وزش نسیم های دریا تعیین شده است.در نقاطی که بادهای شدید و طولانی می وزد،قسمت های رو به باد ساختمان ها کاملا بسته است.
  5. به منظور استفاده هر چه بیشتر از جریان هوا،همچنین بدلیل فراوانی آب و امکان دسترسی به آن در هر نقطه،ساختمان ها به صورت غیر متمرکز و پراکنده در مجموعه سازمان دهی شده است.
  6. بدلیل بارندگی زیاد در این مناطق،بام ها شیبدار است و شیب بیشتر آنها تند است.

اقلیم و ساختمان

نکته قابل توجه اینکه،اگر چه عناصر اقلیمی تمام ساختمان ها را تحت تأثیر قرار می دهد و اصول مطرح شده در این قسمت در مورد تمام آنها صدق می کند،ولی در بکار گیری این اصول باید توجه داشت که در برخی ساختمان های خاص ممکن است تأثیر عناصر اقلیمی نسبت به تأثیر عوامل داخلی آن ساختمان ها (مانند حرارت ناشی از وجود افراد،چراغ های روشنایی و دستگاه های حرارت زا )بسیار اندک بوده،نقش تعیین کننده ای نداشته باشد. بنابراین،نتایج به دست آمده در این فصل،در مورد ساختمان هایی صدق می کند که عوامل داخلی عمده ای در آنها دخالت ندارد.

تابش آفتاب و تأثیرآن بر ساختمان و محیط اطراف

نور خورشید،همیشه برای ایجاد روشنایی طبیعی در ساختمان لازم است. ولی از آنجا که این نور در نهایت به حرارت تبدیل می شودفمیزان تابش مورد نیاز برای هر ساختمان باید با توجه به نوع آن و شرایط اقلیمی محل آن تعیین شود.

بنابراین،شدت تابش آفتاب و حرارت حاصل از آن در یک نقطه از سطح زمین،به فاصله ای که پرتوی خورشید باید طی کند،ضخامت ابرو وضعیت آلودگی هوا بستگی دارد.به همین دلیل،شدت تابش آفتاب در یک محل با ارتفاع آن محل از سطح دریا متناسب است و در مناطق مرتفع،چون پرتوی خورشید فاصله ی کمتری از اتمسفر را طی می کند،حرارت بیشتری تولید می نماید.همچنین در ظهر محلی هر منطقه که خورشید در قائم ترین حالت خود نسبت به زمین آن محل قرار دارد و فاصله آن کمتر است،شدت تابش آفتاب بیشتر از صبح و عصر است که خورشید در مایل ترین حالت نسبت به زمین محل مورد نظر قرار دارد.

با توجه به مطالب فوق در می یابیم که شدت تابش آفتاب در هر نقطه از سطح زمین،به موقعیت خورشید نسبت به آن منطقه بستگی دارد.از آنجا که موقعیت خورشید به دلیل حرکت وضعی و دورانی زمین در ساعت ها ،روزها وفصل های مختلف متفاوت است،برای بررسی شدت تابش آفتاب بر سطوح مختلف و حرارت حاصل از آن باید موقعیت خورشید نسبت به محل مورد نظر در زمان های مختلف مشخص باشد. بدین منظور،در این قسمت موقعیت خورشید مورد بررسی قرارمی گیرد.

موقعیت خورشید

در هر نقطه از سطح زمین،مسیر حرکت خورشید در آسمان در روزهای مختلف سال متفاوت است.برای مثال ،حرکت خورشید نسبت به ساختمانی که در نیم کره شمالی و رو به جنوب قرارگرفته،بدین طریق است که در تابستان خورشید از شمال شرقی محوطه ی این ساختمان طلوع و در شمال غربی آن غروب می کند.در زمستان، طلوع خورشید از جنوب شرقی و غروب آن در جنوب غربی محوطه ساختمان مزبور صورت می گیرد و فقط در اول فروردین و اول مهر ماه،خورشید کاملاًًًًًًًًً از شرق طلوع کرده،در غرب غروب می کند.

موقعیت خورشید را در هر منطقه ودر هر زمان می توان به و سیله ی دو زاویه یکی ((زاویه تابش )) و دیگری ((جهت تابش )) مشخص کرد.زاویه تابش زاویه ای است که بین امتداد پرتوی خورشید و سطح افق تشکیل می شود و جهت تابش زاویه ای است که بین تصویر امتداد پرتو خورشید بر صفحه افق و شمال واقعی پدید می آید.(3-3)تغییرات روزانه و سالانه ی این دو زاویه به عرض جغرافیایی محل بستگی دارد. در بسیاری از کشورها،مقاذیر این دو زایه برای نقاط گوناگون و در زمان های مختلف محاسبه شده و به صورت جدول ها و منحنی هایی ارائه شده است. ولی چنانچه موقعیت خورشید براتی نقاط خاصی مورئ نظر باشد، آنها را می توان از طریق محاسبات ریاضی به دست آورد.

اولین عامل موثر در محاسبه ی موقعیت خورشید ، زاویه ی چرخش خورشید است. این زاویه، زاویه ی است که بین دو صفحه ای که از خط استوا می گذرد و خطی که مرکز زمین و خورشید را به هم متصل می کند، ایجاد می شود و در طول سال از 23.5 درجه به طرف بالای صفحه ی استوا تا 23.5 درجه به طرف پایین صفحه ی استوا یعنی 47 درجه تغییر می یابد. دیگر عوامل موثر در تعیین زاویه ی تابش و جهت تابش، عرض جغرافیایی و زمان مورد نظر است.

تابش آفتاب

   به طور کلی، تابش آفتاب با ساطع شدن پنج نوع پرتو یک ساختمان را تحت تأثیر قرار می دهد. این پنج نوع پرتو به ترتیب اهمیت عبارتند از:

·        پرتو مستقیم با طول موج کوتاه

·        پرتو پراکنده از آسمان با طول موج کوتاه

     

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه 11 اسفند1387 و ساعت 21:53 |

برخی از پروژه های معماران ایرانی

IRANIAN ARCHITECTS PROJECTS

ایرج کلانتری،خانۀ دریابندری

IRAJ KALANTARI , DARYABANDARI HOUSE

    ذهنیت کنونی من در مورد معماری به تدریج در جریان کار حرفه ای به صورت آزمون و خطا و پند گیری از معماران صاحب نام و با تجربه شکل گرفته است، آنچه را به عنوان باورهای خود بیان می کنم  آموخته هایم از پیشکسوتان حرفه است.

    معماری همانند نقاشی، مجسمه سازی، موسیقی و ادبیات، هنری مستقل نیست، بلکه کارکردی اجتماعی دارد و به شرایط بهره برداری، موقعیت مکانی و مصالح و فنون به کار رفته و سرمایۀ تخصیص یافته وابسته است. مهم تر از همه اینکه نیازهای انسان معماری را مشروط می کند.

    از این رو، معماری در همه حال از گفتمان میان شرایط موجود و ایده آلها و نمونه هایی که معمار با آنها در کنش است حاصل می شود.

    معماران به شیوه های گوناگون نسبت به وظیفۀ خود واکنش نشان می دهند. ممکن است خود را دستور بگیر کارفرما قلمداد کنند، یا رضامندانه به تک گویی بپردازند یا آنکه خود را طرف یک گفتمان قرار دهند. تکثیر گرایی در معماری امروز، کمابیش محصول این بینشها و کنشهای متفاوت است.

 موضع عملگرایانه و سازشکارانه

در این حیطه معماری به عنوان کالا در نظر گرفته می شود، چنین معمارانی آماده اند تا بدون مخالفت و مقاومت یا ابزار موضعی روشن، خود را با وضعیت موجود انطباق دهد.

    معماری که چنین موضعی را انتخاب می کند، نقش دستیاری را دارد که به تحقیق پروژه یا ایدۀ دیگری کمک می رساند. او طراح محصول تمام شده مطابق کلیشه و ظاهری است که از او خواسته شده.

 تک گویی رضامندانه

این مورد بر دیدگاه های جزمی دلالت دارد؛ عموما شرایط موجود لحاظ نمی شود و هر پیشنهادی، مهر ایذه و نظر معمار را خورده است. بسیاری از معماران معاصر در چنین تک گوییهایی زیاده روی می کنند، آنها تئوریهایی را که خود ابداع کرده اند به شهادت می گیرند و آنها را به شرایط موجود تحمیل می کنند. از دیدگاه آنها شرایط موجود معتبر نیست و ارتباطی به خواسته های واقعی پروژه ندارد.

    تصویر سازیهای گرافیکی، یا ایده های که با گرافیک تأثیر گذار بیان می شود با معماری ذهنی برخورد می کند و نمی توانند اطلاعات مفیدی در مورد هدف مشخص معماری به دست دهند؛ بلکه نمایشگر توهم های آمیخته با از خود بیگانگی همرا با شاخ و برگهای زائد  است و از مواجهۀ آگاهانه با وضعیت موجود احتراز دارد.

 گفتمان

آنچهع من از حرفۀ معماری ریافت می کنم این است که معمار بایستی طرف یک گفتگو قرارگیرد. فایدۀ معمار برای جامعه از این واقعیت ریشه می گیرد که او به عنوان متخصص طراح محیط زندگی انسانها، نسبت به شرایط مختلف، با نظام ارزشی و ذهنی خود واکنش نشان می دهد. از این دیدگاه معماری هنری است با کاربردهای اجتماعی و حاصل آن آمیزه ای است از عوامل ذاتی و خارجی. دیالکتیک ای فرایند در نجایگاه روشنفکرانۀ معمار و کنش او با وضعیت موجود نهفته است.

    نباید قواعد تز پیش تعیین شده و متعصبانۀ روشنفکری یا هنری که مفاهیم قراردادی را دیکته می کند و نه حتی بازی کاملا آزادانۀ نیروها که بی تردید اتفاق و هرج و مج در آن حرف اول را می زند حاکم شود. فقط هنگامی نیروهای آزاد با عناصر طبیعی در چارچوب مفاهیم متفکرانه و هنری نتیجه ای تلفیقی به بار می آورد، تصویری«حقیقی » از جامعۀ انسانی در شکل معمارانه آن که تمامی دستاوردهای فرهنگی نتیجۀ همین گفتمان است.

 طراحی در گفتگو

در این زمینه نمی توانم تئوری کامل و بدون نقصی ارائه دهم، این اضهارات برخواسته از اندیشه های تحلیلی در کارهای خودم است: مایل نظرگاههم را در چهار زمینۀ اصلی بیان کنم:

 سادگی

در طرحای خود آشکار ترین و ساده ترین راه حل هارا جستجو کنید، سعی کنید ساده ترین به صورت بهترین آنها در آید.

 وحدت و تنوع

در فرآیند طراحی به وحدت در تنوع توجه کنید.

 نظم ساختاری

به طرحها باید نظمی ساختاری بخشید. کارکردها را با شکلهای واضح معماری باید آرایش داد.

 فردیت بارز

با استفاده از ویژه گیهای خاص موقعیت، مکان و موضوع به طرح هویت دهید.

اینها هدفهای اصلی من هستند و با این « فلسفۀ طراحی » در فرایند طراحی به شرایط پاسخ می دهم .

 نیاز به سادگی

منظور من از سادگی چیزی است که قابل قبول، گویا، شفاف و بدون حشو و زوائد باشد، بدین معنا که ساده ترین راه جلوگیری از تابش خورشید استفاده از چتر آفتابی است. معتقدم که سادگی در شکل بسیار ابتدایی خود، ضامن زیبای و دوام است که ضمنا دستیابی به آن نیز فوق العاده دشوار است. همچنین سادگی بر اعتدال، اختصار و هم پیوندی مصالح دلالت دارد، و از همه مهمتر، سادگی قاعدۀ کلی در سازمان دادن عملکرد است.

 وحدت و تنوع

هر قدر تعادل میان وحدت و تنوع بیشتر باشد، کیفیت طراحی محیط بالاتر می رود. امروزه آسایش نداشتن ادر محیط زندگی به یکسان سازی افراطی مربوط است که احساس یک نواختی به وجود می آورد یا بالعکس به دلیل افراط در تنوع است که آن را هرج و مرج می دانیم.از این رو تعادل میان وحدت و تنوع را هئفی به ویژه مهم میذانم، اگر چه این مشکل طراحی در هر کاری با شرایط متفاوت و اغلب کاملا متضاد بوجود می آید.  

    در همان حال که خانه های ردیفی یکسان می تواند باعث یکنواختی شود، همواره این خطرهم وجود دارد که در طراحی بناها و محورهای تجاری، طراحی با بارگذاری بیش از حد انجام گیرد.

    مقصد شخصی من از ایده آلیسم تنوع گرا بر آمده و نه از جزمیت نظم دهی انعطاف ناپذیر بلکه منظور ورود به گفتگویی است با شرایط حاکم پیرامونی.

 نظم ساختاری

منظور از نظم ساختاری خلق اشکال واضح معماری است؛ تا معماری را از جنبۀ بصری خوانا کند و منظری واضح و جهت نمایی فضایی روشنی ارائه دهد.

    هر طرح بایذ بر اساس مبانی ساختاری معیینی تهیه شود تا ساختمان را به اجزایی کوچکتری تقسیم کند و به عملکردها نظم دهد. نقشۀ پایه و نماها باید از مبانی ساختاری منتج شده باشند. برای من مبانی ساختاری حکم دستور زبان فرایند طراحی را دارد. مبانی سازماندهی فضایی من عموما ساده، یا دارای هندسۀ ترکیبی است که گاهی روی شکلهای آزاد قرار می گیرد.

 فردیت بارز

هر مفهمو طراحی از جستجو برای دستیابی به هویتی مشخص حاصل می شود. در اینجا توجه به بیمانند بودن طرح، قائم به ذات، یا عملی ارادی و قراردای نیست، بلکه کوششی است برای یافتن فردیتی بارز و برخاسته از شرایط معیین در مکانی معیین برای کار در دست طراحی.

 نتیجه

محیط پیرامونی ما فقط بر اساس تصمیم ما معماران شکل نمی گیرد. ما می توانیم به کمک طراحی به نیازهای پروژه ای در دست طراحی داریم پاسخ دهیم. اینکه پاسخ ما مورد قیول افتد و امکان آنرا بیابد که بصورت بخشی از محیط معماری در آید، تا حدی به میزان آمادگی ما برای گوش دادن به یک گفتمان بستگی دارد. یافتن پاسخ های مطلوب و قابل قبول و راه حل هایی برای طراحی محیط، به آمادگی ما برای گفتگو و انطباق نظرگاه خود با شرایط متحول پیرامون وابسته است.

   تصمیم به اینکه چه باید ساخته شود و چگونه، از طریق مجموعه ای پیچیده از ساز و کارهای سیاسی و اقتصاذی بر جامعه تاثیر می گذارد، ناچاریم با این مسائل از طریق ورود به گفتگو و اعتماد به نفس مواجه شویم.

 

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه 9 اسفند1387 و ساعت 21:16 |

سلام به دوستان گل و نازنینم

شرمنده چند سالیه که آپ نکردم

ولی اومدم با یه یاس شکسته ی پر بار تر از همیشه وبا مطالبی تازه و جدید

امیدوارم که خوشتون بیاد و با نظرات و پیشنهاداتتون منو یاری کنید واسه یه خونه تکونیه توپ

دوستدار شما مهدی

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه 4 اسفند1387 و ساعت 23:36 |

رنگ

طول موج (nm )

معانی روانشناسی و فیزیولوژیکی

اثرات روانی

تخیلات مسافت

تخیلات حرارت

احساس فیزیولوژیک

رنگ درمانی

بنفش

380-450

روحیۀ شاعرانه و رومانتیک، دوستدار هنر و زیبایی،متکی بودن بر دیگران

موجب دلواپسی و بی حوصلگی

خیلی نزدیک

سرد

ــــــــــــــ

رنگ روحانیت عزت نفس و وقار است. رنگ بنفش برای اختلالات روانی مثل شیزو فرنیا و جنون ادواری بسیار مفید است و در معالجه سیاتیک، بیماریهای جمجمه و کلیۀ اختلالات سیستم عصبی کمک کننده تخواهد بود.

آبی

450-490

نیاز به آرامش کامل و خشنودی خاطرو علاقه زیاد به دوستان و نزدیکان

آرام بخش

دوری

خیلی سرد

شیرینی

بر خلاف قرمز، رنگ آبی بطئی کننده و انبساط دهنده است. اتاقی به رنگ آبی بنظر بسیار بزرگتر از آنچه که هست می آید. این رنگ برای درمان تنش،ترس، طپش قلب و بی خوابی بکار می رود. افراد مبتلا به بی خوابی برای رفع مشکل خود بهتر است از ملحفه های آبی رنگ و لباسهای خواب سفید و یا آبی استفاده نمایند. رنگ . آبی باعث کاهش التهاب می گردد. اغلب رنگ آبی برای مشکلات ناحیه گلو مثل لارنژیت، گلو درد، التهاب لوزه ها و گواتر بهره می گیرند. نور آبی باعث کاهش فشار خون، کاهش حملات آسم، کمک تبه رفع بی خوابی و ایجاد یک حالت آرامش ثبات در فرد می شود.

سبز

490-560

پشت کار و استقامت، قدرت و اراده، غرور و بلند پروازی

خیلی آرام بخش

دوری

سرد

گس ( تلخی )

سبز رنگ تعادل، توازن و همدلی است. رنگ سبز با دارا نبودن خواص ضد عفونی در درمان عفونت ها بکار می رود. رنگ سبز بدن را از سموم پاک کرده انرژیهای مثبت و منفی آن را متعادل می سازد. از طرفی باعث هماهنگی جسم، ذهن و روح می گردد. پرتو سبز همراه با مکملش در درمان تومورهای سرطانی بکار می رود.

زرد

560-590

پیشرفت بلا مانع، امید به حل مشکلات زندگی، خود انگیختگی

محرک

نزدیکی

خیلی گرم

ــــــــــ

سمبل عقل و خرد می باشد. این پرتوها اعصاب را تقویت می کند. این رنگ در درمان فلج موثر است و در معالجۀ اگزما بعنوان یک رنگ مفید برای پوست عمل می کند. در موارد روماتیسم و ارتروز رنگ زرد به دلیل شکستن رسوبات کلسیم تجمع یافته در بدن رنگ مفیدی خواهد بود. در صورت کار برد بیش از حد آن در فرد احساس انزوا نسبت به مردم و محیط پدید آید.

نارنجی

590-630

نیروی اراده، آرزومندی، هیجان پذیری، سلطه طلبی، تمایلات قوی جنسی

محرک

نزدیکی زیاد

خیلی گرم

ــــــــــ

نارنجی سمبل انرژی است. نارنجی رنگ نشاط و پاکدلی است. از پرتو نارنجی برای درمان سنگهای کلیه، صفرا استفاده می شود. این سنگها غالبا در اثر عصبانیت و نا خشنودی نسبت به مردم یا زندگی تولید می شود. رنگ نارنجی در درمان برونشیت مزمن مفید است. درمان منظم با این پرتو به رفع خلط و سرفه کمک می کند. رنگ نارنجی دارای اثرات ضد اسپاسم نیز هست. از این رو برای رفع اسپاسم و گرفتگی عضلانی از آن استفاده می شود. در نور نارنجی افسردگی برطرف گشته و احساس سرخوشی و شادمانی جایگزین آن می شود.

قرمز

630-760

داشتن آرزوهای بسیار، شور و شوق زندگی، تهور و قدرت اراده

محرک

نزدیکی

گرم

ــــــــــ

قرمز مناسب ترین رنگ برای درمان کم خونی و کمبود آهن بدن است. قرمز انرژی دهنده و محرک بسیار نیرومند است. از تاثیر نور قرمز حرارت بدن بالا می رود. گردش خون بهتر می شود. این رنگ برای درمان کم خونی مفید است. قرمز جریان خون را افزایش می دهد.

خاکستری

ــــــــ

گوشه گیری، عدم فعالیت و بی تفاوت

خنثی

ــــــــ

ــــــــ

ـــــــــ

ـــــــــــــ

قهوه ای

ــــــــ

نیاز شدید به آسایش جسمی و روحی، فعال، علاقۀ بسیار زیاد به خانواده

محرک

خیلی نزدیک

بی تفاوت

ــــــــــ

ـــــــــــــ

سیاه

ــــــــ

بی علاقگی به زندگی، نفی هر چیز، بدبینی، ناباوری و لجاجت

ـــــــــــ

ـــــــــ

ــــــــــ

ــــــــــ

ــــــــــــــ

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه 4 مرداد1386 و ساعت 12:55 |

صفات رنگ و اصطلاحات رنگ

صفات رنگ

لون، رنگمایه، (فام Hue ) یا رنگ (color ):

 

اولین صفات رنگ لون (Hue ) می باشد، که همان رنگ است مانند: زرد، سبز، آبی، قرمز.

 

در دایره درنگ رنگ های اصلی طیف مرئی مورد استفاده قرار می گیرند. همه لونها که در

 

دایره رنگ نشان داده شده است دارای حداکثر شدت می باشند. برای راحتی عموما دایره

 

رنگ به 12 رنگ درجه بندی می شود، اگر نچه واقعا بی نهایت رنگ بین هر کدام از رنگ

 

های دایره رنگ می تواند وجود داشته باشد. با بزرگتر شدن عدد قرمز به سمت زرد- قرمز و

 

با کوچکتر شدن آن قرمز به سمت قرمز- ارغوانی میل می کند.

 

ارزش رنگ، ولیو (value ) یا ( خاصیت سطحی رنگ  lightness ) : دومین صفت رنگ ولیو

 

(value ) یا حالت روشنایی یا تاریکی نسبی رنگ می باشد. رنگ هاتی روشنتر از اضافه

 

شدن رنگ سفید و رنگ های تاریکتر از اضافه نمودن رنگ سیاه به رنگ مورد نظر بدست

 

می آید. در واقع ولیو (value ) بعد غیر رنگی است که از آن به ارزش رنگی یاد می شود،

 

ولیو به تیرگی و روشنی رنگ اشاره می کند و دارای 11 مرتبه است که از سیاه مطلق تا

 

سفید مطلق را شامل می شود. در عمل این طیف خاکستریها شامل 9 تونالیته می باشد.

 

انعکاس نور یک رنگ از طریق فرمول (V-1 ) V (V همان Value است ) محاسبه می

 

شود. بنابراین رنگ هایی که دارای ولیو یکسان هستند بازتاب یکسان نیز دارند.

 

خلوص رنگ، کروما(Chroma ) یا سیری (  اشباعیت Saturation ) :

 

سومین صفت رنگ کروما(chroma ) یا اشباعیت (saturation ) می باشد. خلوص یا شدت

 

نسبی یک رنگ بوسیله اینکه چه مقدار رنگ خاکستری ( یا رنگ دیگری ) به رنگ مورد

 

نظر اضافه شود تعیین می گردد.

 

کروما (chroma ) درجه اشباع یا قدرت یک رنگ را بیان می کند. کروما تونالیته های یک

 

رنگ می باشد یا به عبارت دیگر به مقدار لون (Hue ) یک رنگ کروما (chroma ) گفته

 

می شود. ولیو (Value ) رنگ ها روی مقیاس کروما (chroma ) تغییر نمی نماید، فقط

 

شدت (intensity ) رنگ تغییر می کند. مقیاس کروما از خاکستری خنثی با عدد صفر شروع

 

و تا بالاترین درجه اشباع در هر سطح ادامه می یابد.

 

بنابراین رنگ ها را می توان توسط سه بعد رنگی لون (Hue )، کروما(chroma ) و ولیو   

 

(Value )مشخص نمود.

 

 

دیگر اصطلاحات رنگ

 

برای بهتر درک شدن تئوری رنگ اصطلاحات Tone, shade, Tint مورد استفاده قرار می

 

گیرند. همه آنها رنگ هایی هستند با شدت حداکثر یا کروما مخلوط با رنگ سفید ، رنگ سیاه

 

یا مقدار خاکستری. هر رنگی فقط مخلوط با رنگ سفید (Tint )، با رنگ سیاه (shade ) و

 

با خاکستری (Tone ) را خلق می نماید.

 

سیستمهای رنگ

 

در سال 1666 نیوتن پرتوئی از نور خورشید را به یک رنگین کمان تبدیل کرد. این کشف

 

اولین تشکیلات دایره رنگ را بنیاد نهاد.سه سیستم رنگی سه بعدی درحال حاضروجود دارد.

 

1_ سیستم استوالد""Ostwald ئارای ابعاد، لون (Hue )، سفید و سیاه می باشد.

 

2_ سیستم مانسل Munsel دارای ابعاد، لون (Hue )، ولیو(Value ) و کروما (chroma ).

 

 

           ( درصد بازتاب سیستم مانسل "Munsel" بصورت زیر می باشد )

 

10

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

Value

سفید

72/8

53/6

38/9

27/3

18

1/11

6

9/2

1/1

سیاه

درصد بازتاب

 

3_سیستم NBS    (The inter –Society Color Council and National ISCC

 

Bureau of Standard ) که سیستمی هم رتبه مانسل می باشد.

 

در سیستم مانسل 5 رنگ برای بینائی در نظر گرفته می شود. زرد، سبز، قرمز، آبی و

 

ارغوانی.

 

این سیستم ها مشابه کره ای با قطب محوری و استوانی می باشد. قله قطب سفید و در موقع

 

دپایین آمدن مقادیر تیرگی مرتبا افزایش یافته تا انتهای قطب که سیاه می باشد.

 

رنگ ها (Hues ) به ترتیب اطراف خطوط استوائی حرکت می کنند. کروما (chroma )

 

( اشباعیت) در مقیاسهای افقی از کمرنگ به پر رنگ حرکت می نمایند. در سیستم مانسل 20

 

رنگ تعریف شده نیز وجود دارد :

 

قرمز (R )، قرمز- زرد قرمز (R-RY )،زرد قرمز (YR )، زرد قرمز_ زرد (YR-Y )

 

،زرد (Y )،زرد- سبززرد (Y-GY )، سبززرد (GY )،سبززرد- سبز (GY-G )، سبز(G )

 

، سبز- آبی سبز (G-BG )، آبی سبز (BG )،آبی سبز- آبی(BG-B )،آبی (B )، آبی-

 

ارغوانی آبی (B-PB )، ارغوانی آبی (PB )، ارغوانی آبی- ارغوانی ( PB-P )، ارغوانی

 

(P )، ارغوانی- قرمز ارغوانی (P-RP )، قرمز- ارغوانی (R-P )، قرمز ارغوانی-

 

ارغوانی (RP-P ).

 

رنگ های اصلی سیستم مانسل قرمز، زرد، سبز، آبی و ارغوانی می باشد. رنگ های اصلی

 

بینائی قرمز، زرد، سبز و آبی هستند ( بینائی رنگ ارغوانی بوسیله مخلوط رنگ قرمز و

 

آبی بدست می آید ). رنگ های اصلی نور قرمز، سبز و آبی هستند. همه رنگ های دیگر

 

بوسیله مخلوط کردن می توانند ساخته شوند. رنگ های اصلی پیگمانها ( رنگدانه ها )،

 

قرمز، زرد، و آبی می باشد. رنگ سبز را می توان با افزودن رنگ آبی به قرمز و رنگ

 

نارنجی را می توان توسط مخلوط رنگ های زرد و قرمز تهیه کرد.

 

دمای رنگ

 

رنگ ها در دایره رنگ به آسانی به دو دسته رنگ های گرم و سرد تقسیم می شوند. قرمز،

 

نارنجی و زرد القا کننده گرما و سبز و آبی و ارغوانی بعنوان رنگ های سرد می باشند. هر

 

چه خلوص رنگ ها کمتر می شود، اصطلاح گرما و سرما جهت مقایسه نسبی آنها بیشتر

 

مورد استفاده قرار می گیرد.

 

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه 1 مرداد1386 و ساعت 23:3 |

 

نخستين مبحثي كه در برنامه ، طراحي مطرح مي شود درباره تركيب و چگونگي آن مي باشد ، به اين دليل كه يك طراحي هنگامي صحيح و منطقي خواهد بود كه عناصر تشكيل دهنده آن به گونه اي مطلوب تركيب شده باشند .

به طور كلي معماري عناصريست كه به گونه اي با هم تركيب شده و موقعيت آن به چگونگي عناصر تشكيل دهنده آن بستگي كامل خواهد داشت .

مثلاَ : تركيب مصالح يك ساختمان بايد به صورتي باشد كه موجب استواري آن بنا گردد ، تأسيسات آن از قبيل ، لوله كشي آب ، فاضلاب ، سيم كشي ها و غيره متناسب با بنا و مناسب انتخاب و تقسيم شده و فضاها بهداشتي و قابل زيست باشند چنانچه به يك بنا بنگريم بايد بپذيريم ، براي آنكه جوابگوي عملكرد واقعي خود بوده و استوار بماند لازم است كه در اجزاء و عناصر تشكيل دهنده خود به درستي تركيب شده باشد و بايد براي احداث چنين بنائي اصول و قوانين چگونگي يك تركيب خوب را بشناسيم .

به طور كلي تركيب داراي مفاهيم و قوانين بسيار زيادي بوده ، ولي در اينجا فقط به تعدادي از آنها كه ضروري مي باشد مي پردازيم .

خصوصيات تركيب

تعادل و توازن : تعادل يكي از مهمترين عوامل تركيب مي باشد . براي آنكه يك ساختمان استوار بماند تعادل بين نيروهاي فشاري و اجزاء نگهدارنده لازم بوده و بطور كلي براي آنكه ساختمان بتواند وظيفه خود را انجام دهد تعادل ميان تأسيسات و فضاها و تمام اجزاء آن ضروري مي باشد .

تناسب و مقياس: مفهوم تناسب و مقياس به مفهوم تعادل بسيار نزديك مي باشد و مي توان با ديدي مشابه اين دو عامل را مورد بررسي قرار داد و نيز در زمينه هاي اجتماعي ، در طبيعت و در امر ساختمان مي توان اين مفاهيم را جستجو نمود . تناسب مقياس جزء ضروريات يك تركيب محسوب مي شود.

وحدت ، هماهنگي و تضاد : وحدت را بايد در تعادل و تناسب جويا شويم ، وحدت در رفتار انسان نيز ضروري بوده و از طريق وحدت و هماهنگي در جسم و روح است كه انسان مي تواند به اعمال بزرگ و پر ارزش دست يابد.

حركت و جهت : در بررسي تركيب در امر ساختمان بايد به جهت و حركت ساختمان و كليه اين فعل و انفعالات توجه نمود.

 

نقطه عطف يكي ديگر از مسائلي مي باشد كه در طراحي براي نشان دادن مهمترين قسمت هاي يك ساختمان مورد استفاده قرار خواهد گرفت

 

سازه (استخوان بندي ساختمان ) : هر ساختمان داراي استخوان بندي و يا سازه اي مي باشد كه حافظ پوسته و پوشش هاي آن مي باشد ، به عبارت ديگر آنچه موجب ايستائي و استواري بنا مي گردد اسكلت آن بنا مي باشد.

سيركولاسيون ( رفت و آمد ) و فضاي مورد استفاده : اساساَ سيكولاسيون در فضاهاي مورد استفاده نشانگر اجزاء با معني ايستا و پويا در كل ساختمان هستند . فضاي مورد استفاده از اهداف اوليه تصميم گيري هاي معماري در ارتباط با كار وي‍‍ژه بوده و سيركولاسيون وسيله اي است كه نتيجه طراحي به عهده آن مي باشد .

توده : توده يا حجم به عنوان يكي از مباحث طراحي اهميت عيني يا معمولترين برخورد با شكل سه بعدي ساختمان را فراهم مي نمايد .

ارتباط پلان با نما يا مقطع : پلان ، مقطع و نما قراردادهاي مشتركي براي شبيه سازي تصاوير افقي و عمودي كيله ساختمانها هستند .

جزء يا واحد به كل : ارتباط جزء به كل ، معماري را همچون واحدهايي كه مي تواند در ايجاد ساختمان مرتبط باشند ، بررسي مي نمايد . يك واحد تماميت تعريف شده است ، كه خود بخشي از يك ساختمان مي باشد .

عناصر تكراري به مجرد : ارتباط عناصر تكراري به مجرد موجب آشكاري اجزاء فرمي و فضايي مي شود .

تعادل و تقارن در معماري : مفاهيم تعادل و تقارن از ابتداي معماري مورد استفاده قرار گرفته است . به عنوان يك مبحث اصلي تركيب بندي ، تعادل در معماري به واسطه استفاده از اجزاء فرمي و فضايي به وجود مي آيد . تعادل حالتي عيني يا ذهني از موازنه بوده ، تقارن يك حالت ويژه از تعادل مي باشد.

هندسه در معماري : هندسه يك ايده شكل دهنده در معماري است كه در تعيين پلان و شكل سه بعدي بنا مورد استفاده قرار مي گيرد .

پيوستگي در معماري : ايده هاي شكل دهنده پيوستگي ، از فرآينده افزايش يا اجتماع و كاهش فرم براي ايجاد يك اثر معماري بوجود مي آيند . به گونه اي كه هر دو نياز مند درك علمي از ساختمان هستند .

ترتيب در معماري : به عنوان يك ايده شكل دهنده ، مبحث ترتيب در طراحي ساختمان ها ، نمود فيزيكي از يك رشته صفات است . اين مفهوم را به صورت يك نمايش رتبه اي مرتبط با يك سري از ويژگيهاي خاص مجسم كنيد .

 

 

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه 3 مرداد1385 و ساعت 0:12 |

 

 

طراحي معماري با فضاي محيط زيست انسان سروكار داشته و لازم است موارد زير رعايت گردد.

- ايجاد فضاي مطلوب، منطقي و مناسب زيست انسان با ملاحظه به اصول صحيح فني مهندسي، بهداشتي، اجتماعي و شهرسازي.

- براي نيل به مقصود، لازمست در تبيين طراحي معماري از لوازم و تجهيزات منعكس كننده نظير نقشه ها و تصاوير دو بعدي و سه بعدي كه معرف فضاي واقعي بوده و مبتني بر رعايت اصول و مفاهيم طراحي معماري باشد استفاده شود.

    پس بايد اصول و مفاهيم طراحي معماري را مورد بررسي قرار دهيم تا عمل سازندگي را به صورت اصولي و با آگاهي كامل تمام بياموزيم، بطوري كه در مراحل مختلف بتوانيم با استفاده از روشها و فنون معماري و در نظر گرفتن اهداف و خصوصيات فرهنگي، اقتصادي به طور كلي اجتماعي به طراحي بپردازيم.

    به دليل آنكه ساختن يك بنا مستلزم صرف نيروي انساني، وقت، مصالح و هزينه فراوان مي باشد، آرشيتكت مسئوليت سنگيني بعهده خواهد داشت كه بايد براصول و فنون معماري مسلط بوده و ازعلوم مختلف آگاهي كامل داشته باشد. براي مثال : مقاومت مصالح، فيزيك ساختمان، محاسبات، هندسه معماري، مصالح شناسي، واقليم و اثرات آن در ساختمان، ...

حال پس از آگاهي از كليه عوامل مادي لازم است عوامل معنوي را نيز شناخت وآنها را در مفاهيم گسترده فلسفي واصولاً فرهنگي جستجو نمود. اين مفاهيم كه برسياست و اقتصاد جامعه تأ ثير گذاشته، معماري را نيزتحت تأثيرقرار خواهد داد، درحقيقت هربنائي متشكل ازعوامل مادي ومعنوي مي باشد، چنانچه بنائي بدون در نظر گرفتن عوامل معنوي ساخته شود كالبدي بدون روح وغيرمنطبق با محيط و براي آن كه معماري با خصوصيات محيطي و مردم تطبيق نمايد بايد اين عوامل را نيز در نظرگرفت، بخصوص پس از به كار گرفتن عوامل مادي ساختمان آنچه كه در نهايت شكل بنا را مشخص مي نمايد و عقايد آرمان هاي مردم جامعه بوده مفاهيم فرهنگي و فلسفي مي باشد.

اكنون شايد بتوان گفت كه وظيفه آرشيتكت آنست كه از لحاظ مادي و معنوي محيطي به وجود آورد كه مطلوب زندگي فردي و اجتماعي انسان باشد. از آغاز پيدايش تمدن،انسان در اين انديشه بوده است كه فضا و محيط مطلوب زيست چيست و چگونه مي توان آن را به وجود آورد و در طول تاريخ نيز گاه بطور غريزي بدين سئوال پاسخ گفته است.

    ساختن به چه منظور و براي چه كسي از جمله سئوالاتي خواهد بود كه هميشه ذهن يك ارشيتكت را به خود مشغول مي دارد و پاسخ به اين سئوالات بدون در نظر گرفتن محيط اجتماعي، اقتصادي و سياسي ممكن نخواهد بود، به دليل اين كه هر زمان و مكاني داراي شرايط خاص بوده كه مي توان مسائل فرهنگي را متأثر نموده و بر مفاهيم معماري نيز اثر گذارد. به عبارت ديگر مي توان گفت كه مفاهيم معماري جدا از محيط خود مفهومي نداشته و لازم است اين مفاهيم را بر مبناي مسائل موجود محيطي مورد بررسي دقيق قرار داد.

مسكن پناهگاهي است كه جسم انسان را از عوامل و حوادث طبيعي در امان داشته، در عين حال مسكن لازم است جان انسان را در امان داشته تا او بتواند به تعالي نزديك شود در اين خصوص لوكربوزيه ميگويد: « چرا، براي كه، و چگونه بايد ساخت » مسئله را پاسخ گويد براي طراحي صحيح لازم است آرشيتكت بتواند با استفاده از معيارهاي معماري تا حدي به حقيقت و طبيعت طراحي دست يابد.

    شناخت آرشيتكت از منطق هندسه و رياضي، احجام و ساختمان ها براي طراحي و ترسيم صحيح از ضروريات مي باشد. يك ساختمان مجموعه اي كلي از تركيبات ساختماني خاص بوده كه استواري آن را موجب مي گردد.

 

              

 

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه 2 مرداد1385 و ساعت 1:35 |

 

اصول معماري ايراني

 

هنر و معماري ايران از ديرباز داراي چند اصل بوده كه بخوبي در نمونه هاي اين هنر نمايان شده است. اين اصول چنين هستند:

   مروم واري، پرهيز از بيهودگي، نيارش، خودبسندگي و درون گرايي.

 

 

مردم واري

 

  مردم واري به معناي رعايت تناسب ميان اندام هاي ساختماني با اندام هاي انسان و توجه به نيازهاي او در كار ساختمان سازي است. معماري هميشه و همه جا هنري وابسته به زندگي بوده و در ايران بيش از هر جاي ديگر. چنانكه آرايش معماري نيز هماره بدست زندگي بوده و در هر زمان روش زندگي بوده كه برنامه كار معماري را پي ريخته است. مردم واري در اندام ( فضا ) هاي مسكوني و اجزاء آن چنين نمايان مي شود كه براي نمونه اتاق سه دري كه بيشتر براي خوابيدن بكار مي رود، به اندازه اي است كه نياز يك خانواده را برآورده مي كند. اجزائي چون در و پنجره، تاقچه، رف و نيز پستويي كه براي انبار رختخواب بكار مي رفته نيز اندازه هايي مناسب داشتند. معماري ايراني افراز( بلندا ) درگاه را به اندازه بالاي مردم مي گرفته و روزن و روشندان چنان مي آراسته كه فروغ خورشيد و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سراي آورد. پهناي اتاق خواب به اندازه ي يك بستر بوده و افزار تاقچه و رف به اندازه اي است كه نشسته و ايستاده در دسترسي باشد. روزن بالاي پنجره يا گلجام معمولا داراي شيشه هاي رنگي به رنگهاي ليمويي و آبي بوده كه اين شيشه ها را از غرابه هاي شكسته بدشت مي آوردند. براي جاوگيري از گرما به درون، از ارسي بهره مي بردند يا ديوار آسمانه ( سقف ) را در دو پوسته مي ساختند تا لايه پنام ( عايق ) جلوگير گرما باشد. اگر خوابگاه ايراني اندازه اي خرد و در خور گسترش يك يا دو بستر داشته، در برابرش تالار و سفره خانه اي با شكوه و پهناور بوده است. اگر خوابگاه خرد بوده، از آن خداوند خانه بوده و شايسته نبوده بيگانه اي به آن راه يابد، اما تالار، بايد كه شايسته پذيرايي مهمان گرامي باشد.  

 

پرهيز از بيهودگي

 

    در معماري ايران تلاش مي شده كار بيهوده در ساختمان سازي نكنند و از اسراف پرهيز مي كردند. اين اصل هم پيش از اسلام و هم پس از اسلام از آن مراعات مي شده است. در قرآن كريم آمده " مومنان ، آنانكه از بيهودگي روي گردانند." اگر در كشورهاي ديگر، هنرهاي وابسته معماري مانند نگارگري (نقاشي) و سنگتراشي، پيرايه (آذين) بشمار مي آمده، در كشور ما هرگز چنين نبوده است. گره سازي با گچ و كاشي و خشت و آجر و به گفته خود معماران، " آمود " و اندود، بيشتر بخشي از كار بنيادي ساختمان است. اگر نياز باشد در زير پوشش آسمانه، پنامي در برابر گرما و سرما ساخته شود يا افزار بنا كه ناگزير پر و پيمون است و نمي تواند به دلخواه معمار كوتاهتر شود، تنها با افزودن كار بندي مي توان آنرا كوتاهتر و " بِاندام " و مردم وار كرد. اگر اُرسي و روزن با چوب يا گچ وشيشه هاي خرد و رنگين گره سازي مي شود براي اين است كه در پيش آفتاب تند و گاهي سوزان، پناهي باشد تا چشم را نيازارد و اگر گنبدي از تيزه و تا پاكار با كاشي پوشيده مي شد تنها يراي ريبايي نيست. وانگهي بايد دانست كه وا‍ژه " زيبا " به معناي "زيبنده بودن " و تناسب داشتن است نه قشنگي و جمال. در زيگوارت چغازنبيل از 1250 پيش از ميلاد، مي توان كاربرد كاشي را ديد. در اين ساختمان، ازاره ديوارها را با كاشي آبي آمود كرده اند. چون هنگام رفت و آمد مردم برخورد به پاي ديوار بيشتر بوده است، و چون خشت در برابر باران آسيب مي ديده، نماي ساختمان را با آجر پوشانده اند. معماران ايراني در جاهايي كه مردم در آن بر زمين مي نشستند و به ديوار تكيه مي زدند، براي افزايش پايداري ازاره ديوار، آنرا با اندودي از گچ كه با كتيرا آميخته شده بود، تا بلندي يك گز اندود مي كردند كه رويه اي سخت بدست مي آمد، بگونه اي كه خراشيدن آن دشوار بود. ازاره بيروني ساختمان را هم بيشتر با سنگ كار مي كردند. همچنين از كاشي در آمود گنبدها بهره گيري مي كردند و آنرا پر از نقش و نگار مي كردند. اين تكه هاي رنگي كاشي، آسانتر تعمير و بازسازي مي شدند. كاشي عمر زيادي ندارد و پس از زماني از جا كنده شده و فرو مي ريزد، بويژه در جاهايي كه برف و يخ هم باشد. اگر رويه اي يكرنگ باشد، بازسازي بخش كنده شده دشوار مي شود و كار دو رنگ در مي آيد. ولي هنگامي كه تكه تكه و چند رنگ باشد كار آسانتر است.

 

نيارش

    واژه " نيارش " در معماري گذشته ايران بسيار بكار مي رفته است. نيارش دانش ايستايي، فن ساختمان و ساختمايه (مصالح) شناسي كفته مي شده است. معماران گذشته به نيارش ساختمان بسيار توجه مي كردند و آنرا از زيبايي جدا تمي دانستند. آنها به تجربه، به اندازه هايي براي پوشش ها و دهانه ها و جرزها دست يافته بودند كه همه بر پايه نيارش بدست آمده بود. " پيمون " اندازه هاي خرد و يكساني بود كه در هر جا در خور نيازي كه بدان بود بكاررفته مي شد. پيروي از پيمون هر گونه نگراني معمار را درباره نا استواري يا نا زيبايي ساختمان از ميان مي برده، چنانچه يك گِلكار نه چندان چيره دست در روستايي دور افتاده مي توانست با بكار بردن آن، پوشش گنبد را به همان گونه انجام دهد كه معمار كار آزموده و استاد پايتخت. معماران همراه با بهره گيري از پيمون و تكرار آن در اندازه ها و اندام ها، ساختمان ها را بسيار گوناگون از كار در مي آوردند. هيچ دو ساختماني يكسان در نمي آمد و هر يك ويژگي خود را داشت، گر چه از يك پيمون در آنها پيروي شده بود.

 

خودبسندگي

 

معماران ايراني تلاش مي كردند ساختمايه مورد نياز خود را از نزديك ترين جاها بدست آورند و چنان ساختمان مي كردند كه نياز به ساختمايه جاهاي ديگر نباشد و " خودبسنده" باشند. بدين گونه كار ساختمان با شتاب بيشتري انجام مي شده و ساختمان با طبيعت پيرامون خود" سازوارتر " در مي آمده است و هنگام نو سازي آن نيز هميشه ساختمايه آن در دسترس بوده است. معماران ايراني بر اين باور بودند كه ساختمايه بايد" بوم‌ آورد" يا " ايدري " (اينجايي) باشد. به گفته ديگر فرآورده (محصول) همان جايي باشد كه ساختمان ساخته مي شود و تا آنجا كه شدني است از امكانات محلي بهره گيري شود. معماران ايراني تا آنجا كه مي شد تلاش داشتند ساختمايه مرغوب بكار برند و با بهترين گونه خاك ، گچ، آهك و سنگ كار مي كردند. اگر فرآوردن و ساختن آن از همانجا شدني نبود، از جاي دور تر بهره مي گرفتند. براي نمونه چون خاك پيرامون شيراز، "ريگ بوم " بود، بكار آجر ساختن نمي خورد، پس خاك رس بهتر را از لار يا از خان خور(آبادي ميان راه اصفهان) بدست مي آوردند. يا در كنار كوير، چون خاك شوره دار بود، آجر خوبي بدست نمي آمد. پس هنگام كار اين آجرها را ميان چند رج خشت مي چيدند و براي از ميان بردن شوره آنها، دوغابي بنام " فرش آهك " بكار مي بردند كه با ماسه نرم درست مي شد.

 

                                 

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه 30 تیر1385 و ساعت 20:22 |

 

ایرانیان باستان پیشتاز معماری و ساخت ابنیه محکم و استوار بوده اند.

 

   به گواهی تاریخ ایرانیان باستان در ساخت بناهای بسیار مقاوم وغیر قابل نفوذ تبحری چند هزار ساله داشته اند نقل شده است: نبوکد نصر( بخت النصر) شاه بابل براقصی نقاط جهان آنروز چنگ اندازی نموده، آشورو کلده و فینیقیه و بحر پارسی را در کوتاه مدت تسخیر نمود سپس رو به دیار پارس نموده در اولین مصاف به مردمان رشید ایرانی برخورد نموده و به واسطه برتری عددی در قوا به تعقیب ساخلوی مرزی ایلام پرداخت، آنان به سرعت وارد هرم بزرگ (زیگوارت) شدند و به تایید تاریخ بخت النصر بقدری در پای دیوارهای عظیم ومحکم زیگوارت به نبرد با سنگ و ساروج پرداخت که سالی از عمرش به هدر رفته به حال بیماری دیار پارس را ترک گفت و هرگز رو بدین سمت نمیکرد و تا پایان عمر میگفت پارسیان هر خانه ایی ولو کوچک را مانند دژمیسازند، نه فرو میریزد، نه میساید و نه بر آن غلبه ایست ...  

معماری ایرانی تا زمان حمله اعراب در پاره ایی از اوقات با معماری یونان در هم آمیخته و ممزوج شده بود بطوریکه در یونان میترائیسم ایرانی و در ایران هلنیسم یونانی معماری این دو قطب جهان باستان را تحت تأثیر خود قرار داده بود.

وجه تشابه تمامی سبکهای معماری در ایران باستان یکی بود « خانه ها بسیار مقاوم بودند » ازاین دوره آثار بسیاری برجای مانده است که از جمله به معبد آناهیتا در کنگاور، مجموعه پاسارگاد در فارس، آتشکده اسپاخو در خراسان شمالی ودیگرابنیه به جای مانده اشاره نمود.

واما پس از ظهور اسلام، فرهنگ غنی، پویا، بالنده و همیشه زنده ایرانی، با در هم آمیختن و امتزاج دو فرهنگ و دو شیوه معماری ایرانی واسلامی، دست به خلق آثاری بس زیبا و شگرف زدند به نحوی که معماران عرب 100 سال پس از حمله، برای فراگیری فنون خارق العاده معماری و شیوه های نوین ساختمان سازی رو به سوی دیار پارس نهاده تا از چشمۀ بیکران و لایزال استعداد ایرانی جرعه ایی چند نوشیده که ما نتایج آن را امروز در مساجد اسپانیا و حتی عراق وغیره می بینیم .

 

و امروز ...

 

کشور ما علیرغم دارا بودن سابقه و تاریخ چندین هزار ساله در معماری و بنا، بعد از قرن ها اکنون دارای وضعیتی بسیار آسیب پذیر و نابسامان شده است. ساخت سازهای بی رویه وغیرعلمی، گسترش شهرها بدون در نظر گرفتن بستر خاک و آب و هوا، فراوانی مصالح ارزان و بی کیفیت ودر نهایت عدم وجود یک نظارت جدی در این امر مهم و سرنوشت ساز باعث گردیده اند تاضمن بی قواره شدن شهرهای بزرگ، خانه های ساخته شده دارای پایین ترین ایمنی و کفیت باشند.

اکنون با ظهور این محصول جدید به جرأت میتوان گفت باید منتظر انقلابی در صنعت ساخت و ساز باشیم .

 

پانل چیست؟

 

پانل سه بعدی یک پانل پیش ساخته است متشکل از یک هسته عایق پلی استایرن قرار گرفته بین دو شبکه ساخته شده از مفتولها و اعضای خرپایی قطری که دو شبکه فلزی را بطور مناسبی به هم متصل کرده و باعث ایجاد مقاومتی خاص در آن میشود. این شبکه و لایه آن مجموعاً پانل نامیده میشود و جایگزین بسیار مناسب برای دیوارها و تیغه های آجری و سفالی میباشد که ساختمان حاصله دارای مزایای بسیاریست که پاره ایی از آنها بدین شرح است :

1.                       کاهش وزن آهن و بتن مصرفی

2.                       حذف اجرای کچ و خاک

3.                       افزایش سطح زیر بنای مفید

4.                       تقلیل زمان اجرا به میزان 50 درصد

5.                   کاهش وزن دیوارهای جانبی و سقف به میزان 100 کیلوگرم در هر مترمربع

6.                       مقاومت در برابر باد و زلزله

7.                       صرفه جویی انرژی گرمایی و سرمایی

8.                       عایق رطوبت و صوت

9.                       غیر قابل نفوذ و زندگی برای حشرات موذی

10.                 نصب آسان

11.                 غیر قابل اشتغال بودن و...

 

 

          

  

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه 20 تیر1385 و ساعت 2:26 |


Powered By
BLOGFA.COM